| |
پایان |
|
|
وبلاگم و عوض کردم...
اگر دوست داشتید می تونید توی این آدرس پیدام کنید:
www.atiehmasoudi.blogfa.com |
|
|
۱۳۸٩/٩/۱۳ | پيام هاي ديگران () |
| |
| |
هل من ناصر ینصرنی |
|
|
هنوز خاطره شان در غروب طف زنده است
غرورشان بله در وادی شرف زنده است
هنوز لای علف ها صفایشان پیداست
هنوز خون خدا هر کنار می جوشد
و عشق روز دهم آفتاب می نوشد
تورا از خون خدا شوق نور نوشی هست؟
به ساق نخل خدا بن،دخیل خواهی بست؟
یاسر مالی |
|
|
۱۳۸٩/٩/۱۳ | پيام هاي ديگران () |
| |
| |
6 |
|
|
دلم هوای باران دارد
بر من ببار...
..........................................................................................
ای همه بودنم از تو
همه ی گفتنم از تو
وقتی حرف می زنم از تو
جون می گیره تنم از تو....
....................................................................................... |
|
|
۱۳۸٩/٩/٩ | پيام هاي ديگران () |
| |
| |
بوی محرمش میاد |
|
|
٢٣ روز...
باورت میشه فقط ٢٣ روز دیگه مونده تا محرم...
عرفه...صحرای عرفات...حسین ...زینب... عباس....خدا....مهدی...علی... فاطمه...اشک...جدایی...وصال...آب...تشنگی...لالایی...کرب بلا...شمشیر...شش ماهه...زخم...گوشواره...انگشتر...خرابه...سر بریده...چوب خیزران...خورشید...خون...مشک...آتش...خیمه...دارن میان...
مسافرای کربلا دارن می رن به مهمونی،دل و بزن به قافله اگه می خوای جا نمونی.... |
|
|
۱۳۸٩/۸/٢٤ | پيام هاي ديگران () |
| |
| |
5 |
|
|
مکرر دیروز میآید امروز میآید فردا میآید و من میان پایان و آغاز دستانام را مینگرم لحظهها را مرور میکنم گویی هنوز حرفی میان دستان و نگاهم برای تولد تقلا میکند. یا میان سکوتهای تو! دلام لمس رؤیا میخواهد!!!
(نازنین محمودی)
......................................................................................
احساس پرواز دارم... |
|
|
۱۳۸٩/۸/۱۸ | پيام هاي ديگران () |
| |
| |
..... |
|
|
نیستم برای یه مدتی.... |
|
|
۱۳۸٩/۸/۱ | پيام هاي ديگران () |
| |
| |
4 |
|
|
چقدر نوشتن یا بهتر بگم تایپ کردن سخت شده اما این دنیای مجازی بدجوری چنگ زده روی زندگی من کاریشم نمی شه کرد مخصوصا حالا که با فیس بوکم آشنا شدم.از دنیای مجازی که بگذریم این روزا همه چیز خوبه یا به عبارتی همه چی آرومه من چقدر خوشحالم(البته به قول پیرزنا گوش شیطون کر).هیچ وقت از درس خوندن و مدرسه رفتن انقدر لذت نبرده بودم.فقط حیف که امسال سال آخر.خدا کنه آخرشم به خوبی همین اولش باشه.استادامون که معرکن،بچه هام با این که نمی شناسمشون خوبن به جز یکیشون که امکان این که چند روز ذیگه باهاش حرفم شه زیاده...
....................................................................................
گفته بودم عاشق پاییزم؟عاشق زمستونم؟عاشق ......؟
...................................................................................
تو که دلواپسم می شی همه دل واپسیم میره....
واسم دیره پشیمونشم....
|
|
|
۱۳۸٩/٧/٢٠ | پيام هاي ديگران () |
| |
| |
3 |
|
|
تو می خندی حواست نیست، من آروم می میرم تو می رقصی و من عاشق شدن رو یاد می گیرم .چه جذابی چه گیرایی چه بی منطق به چشمات می شه عادت کرد تو دستای تو باید به سیگار هم حسادت کرد. تنم می لرزه و میری حواست نیست،هوام و کام می گیری حواست نیست،حواسم هست و می میرم،حواست نیست،کنارت اوج می گیرم حواست نیست....
ته سیگار.رستاک
.....................................................................................
من و پک می زنی آروم... |
|
|
۱۳۸٩/٧/۱ | پيام هاي ديگران () |
| |